تبلیغات
اشعار خوانندگان بزرگ ایرانی - پرنده مهاجر
جمعه 25 دی 1388  11:39 ب.ظ
توسط: meysam babaey

ترانه داریوش

ای پرنده مهاجر

ای پر از شهوت رفتن

فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو و من

تو رفیق شاپرکها من تو فکر گله مونم

تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نونم

دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونیه نور

دنیای من یک کف دست روی سقف سرد یک گور

من دارم تو آدمکها میمیرم

تو برام از پریا قصه می گی

من توی پیله ی وحشت می پوسم

برام از خنده چرا قصه می گی

کوچه پس کوچه ی خاکی

در و دیوار شکسته

آدمای روستایی

با پاهای پینه بسته

پیش تو یه عکس تازه اس واسه آلبوم قدیمی

یا شنیدن یه قصه اس از یه عاشق قدیمی

برای من زندگیمه پر وسوسه پر غم

یا مثل نفس کشیدن پر از لذت دمادم

ای پرنده مهاجر

ای همه شوق پریدن خستگی یه کوله باره روی رخوت تن من

مثل یک پلنگ زخمی پر وحشت نگاتم

میمیرم اما هنوزم دنبال یه جونپناهم

نباید مثل یه سایه زیر پاها زنده باشیم

مثل چتر خورشید باید روی برج دنیا باشیم

 

 


  • آخرین ویرایش:جمعه 25 دی 1388
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر